شمس الدين حافظ

14

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى )

4 صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را * كه سر به كوه و بيابان تو داده‌ئى ما را شكرفروش كه عمرش دراز باد چرا * تفقدى نكند طوطى شكر خا را غرور حسن ( 1 ) اجازت مگر نداد اى گل * كه پرسشى بكنى ( 2 ) عندليب شيدا را ؟ به حُسن خلق ( 3 ) توان كرد صيد اهل نظر * به دام و دانه ( 4 ) نگيرند مرغ دانا ( 5 ) را ندانم از چه سبب رنگ آشنائى نيست * سهىقدان سيه‌چشم ماه سيما را چو با حبيب نشينى و باده‌پيمائى * بيا دار محبّان بادپيما را جز اين قدر نتوان گفت در جمال تو عيب * كه خال ( 6 ) مهر و وفا نيست روى زيبا را در آسمان چه عجب گر ز گفتهء حافظ * سماع زهره به رقص آورد مسيحا را ( 7 )